فرهنگ آریان‌پور

ارتباط

#۴٬۸۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

correlation

ارتباط، ربط، همبستگى، بستگى دوچیز با هم

۲

communication

ارتباط، ابلاغیه، مکاتبه

۳

intercommunication

ارتباط، رابطه یا مخابره بین چند مرکز

۴

hookup

تجمع بعضى چیزها براى منظور خاصى (مثل تجمع امواج رادیوبراى انتقال آنها)، ارتباط

۵

liaison

رابطه نامشروع، بستگى، رابطه، ارتباط، رابط

۶

traffic

(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن

۷

relation

رابطه، نسبت، خویش، (relational) وابستگى، ارتباط، شرح، خویشاوند، کارها، نقل قول، وابسته به نسبت یا خویشى

۸

coherence

چسبیدگى، ارتباط (مطالب)، وابستگى

۹

coherency

چسبیدگى، ارتباط (مطالب)، وابستگى

۱۰

connexion

(connection =) ـ ارتباط، اتصال

۱۱

relevance

(relevancy =) ـ رابطه، ربط، ارتباط

۱۲

relevancy

(relevance =) ـ رابطه، ربط، ارتباط

۱۳

relational

(relation =) ـ وابستگى، نسبت، ارتباط، شرح، خویشاوند، کارها، نقل قول، وابسته به نسبت یا خویشى، رابطه اى

۱۴

relationship

خویشى، وابستگى، نسبت، ارتباط

۱۵

correspondence

(correspondency =) ـ تناظر، مکاتبه، مکاتبات، ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات

۱۶

correspondency

(correspondence =) ـ ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات

۱۷

communion

مشارکت، آئین عشاء ربانى، صمیمیت و همدلى واژه هاى شامل