ارتباط
#۴٬۸۵۱
correlation
ارتباط، ربط، همبستگى، بستگى دوچیز با هم
communication
ارتباط، ابلاغیه، مکاتبه
intercommunication
ارتباط، رابطه یا مخابره بین چند مرکز
hookup
تجمع بعضى چیزها براى منظور خاصى (مثل تجمع امواج رادیوبراى انتقال آنها)، ارتباط
liaison
رابطه نامشروع، بستگى، رابطه، ارتباط، رابط
traffic
(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن
relation
رابطه، نسبت، خویش، (relational) وابستگى، ارتباط، شرح، خویشاوند، کارها، نقل قول، وابسته به نسبت یا خویشى
coherence
چسبیدگى، ارتباط (مطالب)، وابستگى
coherency
چسبیدگى، ارتباط (مطالب)، وابستگى
connexion
(connection =) ـ ارتباط، اتصال
relevance
(relevancy =) ـ رابطه، ربط، ارتباط
relevancy
(relevance =) ـ رابطه، ربط، ارتباط
relational
(relation =) ـ وابستگى، نسبت، ارتباط، شرح، خویشاوند، کارها، نقل قول، وابسته به نسبت یا خویشى، رابطه اى
relationship
خویشى، وابستگى، نسبت، ارتباط
correspondence
(correspondency =) ـ تناظر، مکاتبه، مکاتبات، ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات
correspondency
(correspondence =) ـ ارتباط، مطابقت، تشابه، مراسلات
communion
مشارکت، آئین عشاء ربانى، صمیمیت و همدلى واژه هاى شامل