پنهان کردن
#۴۸٬۵۰۹
conceal
پنهان کردن، نهان کردن، نهفتن
dissimulate
پنهان کردن، بر روى خود نیاوردن، دورویى کردن، فریب دادن
hide
(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن
mask
نقاب، روبند، ماسک، لفافه، بهانه، عیاشى، شادمانى، خوش گذرانى، ماسک زدن، پنهان کردن، پوشاندن، پوشانه
wrap
پیچیدن، بستن، پوشاندن، قنداق کردن، پوشانیدن، لفافه دار کردن، پنهان کردن، بسته بندى کردن، پتو، خفا، پنهان سازى
cache
نهانگاه، ذخیره گاه، چیز نهان شده، مخزن، پنهان کردن
cloak
ردا، عبا، جبه، خرقه، پنهان کردن، درلفافه پیچیدن
cover
پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت
closet
صندوق خانه، پستو، گنجه، خصوصى، مخفى، پنهان کردن، نهفتن، منزوى شدن
eloign
دورنگاه داشتن از، پنهان کردن
shadow
سایه، ظل، سایه افکندن بر، رد پاى کسى را گرفتن، پنهان کردن
secrete
ترشح کردن، تراوش کردن، پنهان کردن
disguise
تغییر قیافه دادن، جامه مبدل پوشیدن، نهان داشتن، پنهان کردن، لباس مبدل، تغییر قیافه
dissemble
تلبیس کردن، تدلیس کردن، پنهان کردن، وانمود کردن، بهانه کردن، نادیده گرفتن