فرهنگ آریان‌پور

پنهان کردن

#۴۸٬۵۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

conceal

پنهان کردن، نهان کردن، نهفتن

۲

dissimulate

پنهان کردن، بر روى خود نیاوردن، دورویى کردن، فریب دادن

۳

hide

(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن

۴

mask

نقاب، روبند، ماسک، لفافه، بهانه، عیاشى، شادمانى، خوش گذرانى، ماسک زدن، پنهان کردن، پوشاندن، پوشانه

۵

wrap

پیچیدن، بستن، پوشاندن، قنداق کردن، پوشانیدن، لفافه دار کردن، پنهان کردن، بسته بندى کردن، پتو، خفا، پنهان سازى

۶

cache

نهانگاه، ذخیره گاه، چیز نهان شده، مخزن، پنهان کردن

۷

cloak

ردا، عبا، جبه، خرقه، پنهان کردن، درلفافه پیچیدن

۸

cover

پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت

۹

closet

صندوق خانه، پستو، گنجه، خصوصى، مخفى، پنهان کردن، نهفتن، منزوى شدن

۱۰

eloign

دورنگاه داشتن از، پنهان کردن

۱۱

shadow

سایه، ظل، سایه افکندن بر، رد پاى کسى را گرفتن، پنهان کردن

۱۲

secrete

ترشح کردن، تراوش کردن، پنهان کردن

۱۳

disguise

تغییر قیافه دادن، جامه مبدل پوشیدن، نهان داشتن، پنهان کردن، لباس مبدل، تغییر قیافه

۱۴

dissemble

تلبیس کردن، تدلیس کردن، پنهان کردن، وانمود کردن، بهانه کردن، نادیده گرفتن