فرهنگ آریان‌پور

پنهان شدن

#۴۸٬۵۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

hide

(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن

۲

fudge

غذایى که از مخلوط شکلات و شیر و قند درست شده باشد، سخن بى معنى و بیهوده، جفنگ، نوعى رنگ قهوه اى، سرهم بندى کردن، فریفتن، آهسته حرکت کردن، طفره رفتن، پنهان شدن

۳

burrow

سوراخ زیرزمینى، نقب، پناهگاه، زیرزمین لانه کردن، (مجازى) پنهان شدن، نقب زدن

۴

abscond

گریختن، فرار کردن، دررفتن، رو نشان ندادن، روپنهان کردن، پنهان شدن

۵

ensconce

استحکامات ساختن، پوشاندن، پناه دادن، پنهان شدن، خود را در جان پناه جادادن

۶

mantle

شنل زنانه، بالاپوش، ردا، پوشش، کلاه تورى