فرهنگ آریان‌پور

پنهان

#۴۸٬۴۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

latent

پنهان، ناپیدا، پوشیده، درحال کمون، مکنون، راکد، نهفته

۲

cryptic

پنهان، مرموز، رمزى

۳

abstruse

پنهان، پیچیده، غامض

۴

perdu

(perdue =) ـ پنهان، مخفى، سرباز جان فشان، درحال کمین، بى پروا، ماموریت مخاطره آمیز

۵

hidden

(past: hid ; past participle: hidden) ـ پوست، پوست خام گاو و گوسفند و غیره، چرم، پنهان کردن، پوشیدن، مخفى نگاه داشتن، پنهان شدن، نهفتن، پوست کندن، (مجازى) سخت شلاق زدن hide

۶

perdue

(perdu =) ـ پنهان، مخفى، سرباز جان فشان، درحال کمین، بى پروا، ماموریت مخاطره آمیز

۷

furtive

دزدکى، زیر جلى، پنهان، نهانى، مخفى، رمزى

۸

backdoor

درعقب، وسیله نهایى یا زیر جلى، پنهان

۹

inapparent

نا آشکار، نامریى، ناپیدا، پنهان، پوشیده

۱۰

surreptitious

نهانى، زیرجلى، پنهان، محرمانه

۱۱

hugger mugger

پنهانى، خفا، خلوت، تنهایى، مطلب محرمانه، درهم و برهمى، پنهان، زیر جلى، نهان کردن، مخفى کردن

۱۲

blind

کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش

۱۳

close

به دقت

۱۴

arcane

(arcana =) ـ محرمانه

۱۵

covert

نهان، راز، پناهگاه، پوشیده، پوشپر واژه هاى شامل

۱۶

clandestine

مخفى، غیر مشروع، زیرجلى