پند
#۴۸٬۴۲۸
maxim
پند، مثل، گفته اخلاقى، قاعده کلى، اصل
rede
مشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت
axiom
اصل، اصل موضوعه، حقیقت آشکار، قضیه حقیقى، حقیقت متعارفه، بدیهیات، قاعده کلى، اصل عمومى، پند، اندرز
moral
اخلاقى، معنوى، وابسته به علم اخلاق، روحیه، اخلاق، پند، معنى، مفهوم، سیرت
motto
شعار، سخن زبده، پند، اندرز، حکمت
advice
اندرز، رایزنى، صوابدید، مشورت، مصلحت، نظر، عقیده، پند، نصیحت، آگاهى، خبر، اطلاع
impresa
شعار، علامت، نشانه، جمله شعارى، پند، مثال
precept
حکم، امر، فرمان، امریه، خطابه، مقررات، نظامنامه، پند، قاعده اخلاقى
counsel
اندرز، مشاوره دو نفرى، مشورت، تدبیر، پند دادن (به)، توصیه کردن، نظریه دادن، رایزنى
aphorism
سخن کوتاه، کلام موجز، پند، کلمات قصار، پند و موعظه
tip
پول چاى، انعام، اطلاع محرمانه، ضربت آهسته، نوک گذاشتن، نوک دار کردن، کج کردن، سرازیر کردن، یک ور شدن، انعام دادن، محرمانه رساندن، نوک، سرقلم، راس، تیزى نوک چیزى
saying
(past: said ; past participle: said) ـ گفتن، اظهار داشتن، حرف زدن، بیان کردن، سخن گفتن، صحبت کردن سخن، حرف، اظهار، نوبت حرف زدن، مثلا say
admonition
سرزنش دوستانه، تذکر، راهنمایى
exhortation
نصحیت، تشویق
instruction
آموزش، راهنمایى، دستورالعمل، دستوره
recommendation
توصیه، نامه پیشنهاد، نظریه