فرهنگ آریان‌پور

پند

#۴۸٬۴۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

maxim

پند، مثل، گفته اخلاقى، قاعده کلى، اصل

۲

rede

مشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت

۳

axiom

اصل، اصل موضوعه، حقیقت آشکار، قضیه حقیقى، حقیقت متعارفه، بدیهیات، قاعده کلى، اصل عمومى، پند، اندرز

۴

moral

اخلاقى، معنوى، وابسته به علم اخلاق، روحیه، اخلاق، پند، معنى، مفهوم، سیرت

۵

motto

شعار، سخن زبده، پند، اندرز، حکمت

۶

advice

اندرز، رایزنى، صوابدید، مشورت، مصلحت، نظر، عقیده، پند، نصیحت، آگاهى، خبر، اطلاع

۷

impresa

شعار، علامت، نشانه، جمله شعارى، پند، مثال

۸

precept

حکم، امر، فرمان، امریه، خطابه، مقررات، نظامنامه، پند، قاعده اخلاقى

۹

counsel

اندرز، مشاوره دو نفرى، مشورت، تدبیر، پند دادن (به)، توصیه کردن، نظریه دادن، رایزنى

۱۰

aphorism

سخن کوتاه، کلام موجز، پند، کلمات قصار، پند و موعظه

۱۱

tip

پول چاى، انعام، اطلاع محرمانه، ضربت آهسته، نوک گذاشتن، نوک دار کردن، کج کردن، سرازیر کردن، یک ور شدن، انعام دادن، محرمانه رساندن، نوک، سرقلم، راس، تیزى نوک چیزى

۱۲

saying

(past: said ; past participle: said) ـ گفتن، اظهار داشتن، حرف زدن، بیان کردن، سخن گفتن، صحبت کردن سخن، حرف، اظهار، نوبت حرف زدن، مثلا say

۱۳

admonition

سرزنش دوستانه، تذکر، راهنمایى

۱۴

exhortation

نصحیت، تشویق

۱۵

instruction

آموزش، راهنمایى، دستورالعمل، دستوره

۱۶

recommendation

توصیه، نامه پیشنهاد، نظریه