فرهنگ آریان‌پور

پنجره

#۴۸٬۲۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

window

پنجره، روزنه، ویترین، دریچه، پنجره دار کردن

۲

casement

پنجره لولادار، روزنه، پنجره، پوشش

۳

case ment

پنجره لولادار، روزنه، پنجره، پوشش، غلاف

۴

sash

عمامه، کمربند، حمایل نظامى و غیره، ارسى، قاب دورشیشه در یا پنجره که شامل میله هاى چوبى بین شیشه ها نیز مى باشد، پنجره، پنجره گلخانه، حمایل زدن، پنجره گذاردن

۵

grate

رنده، بخارى پنجره اى، بخارى تو دیوارى، شبکه، پنجره، میله هاى آهخنى، (معنى مجازى) قفس آهنى، زندان، صداى تصادم (نیزه و شمشیر)، حبس کردن، با شبکه مجهز کردن، شبکه دار کردن داراى نرده و پنجره آهنى کردن، رنده کردن، (به هم) سائیدن، (مجازى) آزردن، صداى خشن درآوردن، به زور ستاندن

۶

thirl

سوراخ، حفره، پنجره، لرزش، طنین، سوراخ سوراخ کردن، دریدن، گرفتار کردن، محدود کردن

۷

peeper

نگاه کننده، آئینه عینک، پنجره

۸

grating

چارچوب آهنى، شبکه، پنجره، تیز و دلخراش، گوشت ریز، ساینده

۹

winnock

(اسکاتلند) پنجره، روزنه

۱۰

light

به سبکى، آهسته، یواش، کم، به چابکى، تند، با خونسردى، از روى بى علاقگى show window