ارباب
#۴٬۸۱۹
master
ارباب، کارفرما، صاحب، ماهر شدن، دانشور، چیره دست، استاد، رئیس، مدیر، مرشد، پیر، خوب یاد گرفتن، استاد شدن، تسلط یافتن بر، رام کردن
suzerain
ارباب، اختیار دار کشور، حکومت مطلقه
boss
رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى
liege
صاحب تیول، ارباب، هم بیعت
buckra
مرد سفید پوست، ارباب، خوب
squire
همراهى کردن، عنوانى مثل آقا، ملاک عمده، ارباب، سلحشور
esquire
آقا، عنوان روى نامه و امثال آن براى مردها، عنوانى که یک درجه پایین تراز " شوالیه " بوده، مالک زمین، ارباب
padrone
(لاتین) آقا، صاحب، مدیر، ارباب
monsieur
آقا، ارباب، مسیو
overlord
خداوندگار، ارباب، سرور، مافوق
seignior
آقا، ارباب، صاحب تیول
lord
لرد وار، شایان لرد، آقا وار، بزرگ منش، منیع، مغرور
sahib
(در هند) آقا (در خطاب به خارجى ها)
landlord
موجر، مالک، صاحبخانه، ملاک
mistress
بانو، خانم، کدبانو، معشوقه، دلبر، یار واژه هاى شامل
landowner
ملاک، صاحب ملک