پناه دادن
#۴۸٬۱۵۰
embower
پناه دادن، محصور کردن، (در آلاچیق)، در داربست جادادن، در سایبان نشاندن
fence
حصار، دیوار، پرچین، محجر، سپر، شمشیر بازى، خاکریز، پناه دادن، حفظ کردن، نرده کشیدن، شمشیر بازى کردن
house
خانه، سراى، منزل، جایگاه، جا، خاندان، برج، اهل خانه، اهل بیت، جادادن، منزل دادن، پناه دادن، منزل گزیدن، خانه نشین شدن house ـ (42)
harbor
لنگرگاه، بندرگاه، پناهگاه، پناه دادن، پناه بردن، لنگر انداختن، پروردن
refuge
پناه، پناهگاه، ملجا، پناهندگى، تحصن، پناه دادن، پناه بردن
harbour
لنگرگاه، بندرگاه، پناهگاه، پناه دادن، پناه بردن، لنگر انداختن، پروردن
shelter
پناهگاه، جان پناه، محافظت، حمایت، محافظت کردن، پناه دادن
ensconce
استحکامات ساختن، پوشاندن، پناه دادن، پنهان شدن، خود را در جان پناه جادادن
screen
پرده، روى پرده افکندن، غربال، غربال کردن، پرده سینما، صفحه تلویزیون، دیوار، تخته حفاظ، تور سیمى، پنجره تورى دار، الک کردن، تور سیمى نصب کردن (به در و پنجره)، روى پرده سینمایا تلویزیون نمایش دادن