فرهنگ آریان‌پور

ارائه‌ کردن

#۴٬۸۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

present

پیشکش، هدیه، ره آورد، اهداء، پیشکشى، زمان حاضر، زمان حال، اکنون، موجود، آماده، مهیا، حاضر، معرفى کردن، اهداء کردن، ارائه دادن، عرضه کردن

۲

produce

تولید کردن، عمل آوردن، فرآوردن، محصول، ارائه دادن، زائیدن

۳

introduce

معرفى کردن، معمول کردن، نشان دادن، باب کردن، مرسوم کردن، آشنا کردن، مطرح کردن