فرهنگ آریانپور
پلیس
#۴۸٬۰۶۷
cop
پلیس، پاسبان
bobby
پاسبان، پلیس bobby policewoman خودمانی
peeler
پوست کننده، اسباب پوست کن، پلیس
police
اداره شهربانى، پاسبان، حفظ نظم و آرامش (کشور یا شهرى را) کردن، به وسیله پلیس اداره و کنترل کردن
flatfoot
پاپهن، مسطح شدن کف پا، از بین رفتن انحناء کف پا، پلیس گشتى، ملوان، داراى عزم ثابت زن
gendarme
ژاندارم، امنیه، پلیس، پاسبان
policeman
مامور پلیس، پاسبان
fuzz
کرک، پرز، ریش تازه جوان، کرکى شدن، ریش ریش شدن، کرکى کردن، پرزدار کردن، مست کردن، گیج کردن