ارائه
#۴٬۸۰۱
presentation
ارائه، عرضه، معرفى، نمایش، تقدیم
shew
نشاندادن، نشان، ارائه (در قدیم معادل show بوده)
show
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات
showing
(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات show
exhibit
نمایش دادن، درمعرض نمایش قرار دادن، ارائه دادن، ابراز کردن
adductor
اقامه، اظهار، ایراد، ارائه، (کالبد شکافى) تمایل عضو به طرف محور، نزدیک کننده
exposure
درمعرض گذارى، آشکارى، افشاء، نمایش، ارائه
offering
تقدیم داشتن، پیشکش کردن، عرضه، پیشنهاد کردن، پیشنهاد، تقدیم، پیشکش، ارائه
rendering
تحویل دادن، تسلیم داشتن، دادن، منتقل کردن، ارائه دادن، ترجمه کردن، درآوردن
exhibition
نمایش، ارائه، نمایشگاه، حقوق تقاعد
presentment
نمایش، ارائه، شرح، بیان، حضور، طرز نمایش
representation
نمایش، نمایندگى، تمثال، نماینده، ارائه
offer
قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)
delivery
تحویل، رهایى، فراغت از زایمان، تسلیم
submission
مطیع، تابع، تسلیم، واگذارى، تفویض، فرمانبردارى، اطاعت، اظهار اطاعت، انقیاد
proposition
موضوع، قضیه، کار، مقصود، قیاس منطقى، پیشنهاد کردن به، دعوت به مقاربت جنسى کردن، گزاره، پیشنهاد