فرهنگ آریان‌پور

ارائه

#۴٬۸۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

presentation

ارائه، عرضه، معرفى، نمایش، تقدیم

۲

shew

نشاندادن، نشان، ارائه (در قدیم معادل show بوده)

۳

show

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات

۴

showing

(past: showed ; past participle: shown, showed) ـ نشان دادن، نمودن، ابراز کردن، فهماندن، نشان، ارائه، نمایش، جلوه، اثبات show

۵

exhibit

نمایش دادن، درمعرض نمایش قرار دادن، ارائه دادن، ابراز کردن

۶

adductor

اقامه، اظهار، ایراد، ارائه، (کالبد شکافى) تمایل عضو به طرف محور، نزدیک کننده

۷

exposure

درمعرض گذارى، آشکارى، افشاء، نمایش، ارائه

۸

offering

تقدیم داشتن، پیشکش کردن، عرضه، پیشنهاد کردن، پیشنهاد، تقدیم، پیشکش، ارائه

۹

rendering

تحویل دادن، تسلیم داشتن، دادن، منتقل کردن، ارائه دادن، ترجمه کردن، درآوردن

۱۰

exhibition

نمایش، ارائه، نمایشگاه، حقوق تقاعد

۱۱

presentment

نمایش، ارائه، شرح، بیان، حضور، طرز نمایش

۱۲

representation

نمایش، نمایندگى، تمثال، نماینده، ارائه

۱۳

offer

قطع، خاموش، ملغى، پرت، دور، از محلى بخارج، به سوى (خارج)، عازم به سوى، دورتر، از یک سو، از کنار، از روى، خارج از، مقابل، عازم، تمام، کساد، بیموقع، غیر صحیح، مختلف off ـ (84)

۱۴

delivery

تحویل، رهایى، فراغت از زایمان، تسلیم

۱۵

submission

مطیع، تابع، تسلیم، واگذارى، تفویض، فرمانبردارى، اطاعت، اظهار اطاعت، انقیاد

۱۶

proposition

موضوع، قضیه، کار، مقصود، قیاس منطقى، پیشنهاد کردن به، دعوت به مقاربت جنسى کردن، گزاره، پیشنهاد