پله
#۴۷٬۹۹۴
stair
پله، نردبان، پله کان، مرتبه، درجه
rime
(rhyme =) ـ قافیه، پساوند، شعر، سخن قافیه دار، نظم، قافیه ساختن، هم قافیه شدن، شعر گفتن، بساوند، شبنم یخ زده، سرما ریزه، پله، سجع، یخ زدگى، قافیه دار کردن
step
گام، قدم، صداى پا، پله، رکاب، پلکان، رتبه، درجه، قدم برداشتن، قدم زدن، مرحله
echelon
پلکانى، ستون پله، به صورت پلکان در آوردن، پله، رده
quantum
درجه، پله، ذره، مقدار، کمیت، اندازه، میزان، مبلغ
echellon
ستون پله، به صورت پلکان در آوردن، پله، رده
footfall
(step =) ـ پله
rung
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس ring
notch
شکاف، بریدگى، شکاف چوبخط، سوراخ کردن، شکاف ایجاد کردن، چوبخط زدن، فرو رفتگى
grade
درجه، نمره، درجه بندى کردن، نمره دادن، پایه، درجه بندى، رتبه، مرحله، درجه شدت (مرض و تب)، انحراف از سطح تراز، الگوى لباس، ارزش نسبى سنگ معدنى، درجه مواد معدنى، دسته بندى کردن، طبقه بندى کردن، جور کردن، با هم آمیختن، اصلاح نژاد کردن، هموار کردن، شیب منظم دادن، تسطیح کردن