فرهنگ آریانپور
پلشت کردن
#۴۷٬۹۴۸
foul
ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ
dirty
چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن
infect
آلوده کردن، ملوث کردن، گند زده کردن، مبتلا و دچار کردن، عفونى کردن، سرایت کردن
pollute
نجس کردن، آلودن، ملوث کردن