فرهنگ آریان‌پور

پلشت‌ کردن

#۴۷٬۹۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۲

dirty

چرکین، چرک، کثیف، (مجازى) زشت، کثیف کردن

۳

infect

آلوده کردن، ملوث کردن، گند زده کردن، مبتلا و دچار کردن، عفونى کردن، سرایت کردن

۴

pollute

نجس کردن، آلودن، ملوث کردن