واژههای فارسی←پکیدن تایر و بادکنکفرهنگ آریانپورپکیدن تایر و بادکنک#۴۷٬۸۳۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱blow(past: blew ; past participle: blown) ـ دمیدن، وزیدن، در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن، ترکیدنواژههای نزدیک در الفباپکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپکن پایتخت کشور چین - شهر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپکندمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپکنهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپکنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپکوکمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر