فرهنگ آریان‌پور

ارایه

#۴٬۷۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

array

آراستن، در صف آوردن، منظم کردن، صف، نظم، آرایش، رژه، آرایه

۲

ornament

پیرایه، زیور، زینت، آراستن، آرایش، تزیین کردن