فرهنگ آریان‌پور

پفک

#۴۷٬۸۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

puff

فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن

۲

blowgun

تفنگ بادى، پفک

۳

puff paste

خمیر پف دار، نان شیرینى پف کردن، پفک، آدم توخالى، آدم پفکى