فرهنگ آریانپور
پف کرده
#۴۷٬۸۰۱
inflated
باد کرده، پف کرده، متورم، باد در استین انداخته، مغرور، بالا برده
baggy
باد کرده، شل، ول، کیسه اى متورم، قلنبه
pudgy
خپله، چاق، گوشتالو
swollen
(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى swell