فرهنگ آریان‌پور

پف‌ کرده

#۴۷٬۸۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

inflated

باد کرده، پف کرده، متورم، باد در استین انداخته، مغرور، بالا برده

۲

baggy

باد کرده، شل، ول، کیسه اى متورم، قلنبه

۳

pudgy

خپله، چاق، گوشتالو

۴

swollen

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى swell