فرهنگ آریان‌پور

پف کردن

#۴۷٬۷۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

puffy

پف کردن، باد کرده، باد دار

۲

puff

فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن

۳

fluffy

کرکى، نرم، پرمانند، پرزدار، باد کردن، پف کردن

۴

intumesce

بالا آمدن، باد کردن، آماس کردن، پف کردن