فرهنگ آریان‌پور

پف‌ کردگی

#۴۷٬۷۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

puff

فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن puff puffiness

۲

swelling

آماس، باد، ورم، باد کننده، متورم (شونده)، غلنبه