فرهنگ آریانپور
پف کردگی
#۴۷٬۷۹۱
puff
فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن puff puffiness
swelling
آماس، باد، ورم، باد کننده، متورم (شونده)، غلنبه