فرهنگ آریان‌پور

پف

#۴۷٬۷۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

puff

فوت، پف، دود و یا بخار، قسمت پف کرده جامه زنانه، غذاى پف دار، مشروب گازدار، پفک، پک زدن، چپق یا سیگار کشیدن، بلوف زدن، لاف زدن، پف کردن، منفجر کردن، منفجر شدن، وزش باد، وزیدن

۲

fluff

کرک، خواب پارچه، مو هاى نرم و کوتاه اطراف لب و گونه، کرکدار شدن، نرم کردن، اشتباه کردن، خبط کردن، پف، باد کردگى

۳

snuff

نوک فتیله، توبیخ، ملامت، فوت، خاموش سازى یافوت، پف، انفیه، انفیه زنى، نفس، شهیق، دم زنى، بافوت خاموش کردن، خاموش شدن، عطسه کردن، انفیه زدن

۴

whiff

دروغ گفتن، دروغ در چیزى گفتن، چاخان، باد، نفخه، بو، دود، وزش، پف، پرچم، با صداى پف حرکت دادن، وزیدن، وزاندن

۵

bagginess

باد کردگى، پف کردگى، غرور، شلى

۶

drag

کشاندن، چیز سنگینى که روى زمین کشیده مى شود، کشیدن، به زور کشیدن، سخت کشیدن، لاروبى کردن، کاویدن، با تور گرفتن، سنگین و بى روح