فرهنگ آریان‌پور

پشتیبان

#۴۷٬۶۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

backup

پشتیبان، پشتیبانى کردن

۲

fail back

پشتیبان، یدکى

۳

backer

نگهدار، پشتیبان، حامى، کسى که دراجراى نقشه اى کمک مى کند، حمال، باربر

۴

behind

عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه

۵

patron

حافظ، حامى، نگهدار، پشتیبان، ولى نعمت، مشترى

۶

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن

۷

protector

نگهدار، پشتیبان، حامى، سرپرست، قیم، نیکدار

۸

supporter

حامى، پشتیبان، نگهدار

۹

hypostasis

پایه یا نگهبان عضو یا چیزى، پشتیبان، موجود فرضى، حالت تعلیق، معلق، ذات

۱۰

supportive

مجهز کننده، حامى، پشتیبان

۱۱

ally

پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین

۱۲

second

دوم آن که، ثانیا

۱۳

shield

سپر، پوشش، حامى، حفاظ، پوشش محافظ، به وسیله سپر حفظ کردن، حفاظ پیدا کردن، محفظه، سپرشدن

۱۴

backing

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن back