پشتیبان
#۴۷٬۶۲۷
backup
پشتیبان، پشتیبانى کردن
fail back
پشتیبان، یدکى
backer
نگهدار، پشتیبان، حامى، کسى که دراجراى نقشه اى کمک مى کند، حمال، باربر
behind
عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه
patron
حافظ، حامى، نگهدار، پشتیبان، ولى نعمت، مشترى
support
پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن
protector
نگهدار، پشتیبان، حامى، سرپرست، قیم، نیکدار
supporter
حامى، پشتیبان، نگهدار
hypostasis
پایه یا نگهبان عضو یا چیزى، پشتیبان، موجود فرضى، حالت تعلیق، معلق، ذات
supportive
مجهز کننده، حامى، پشتیبان
ally
پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین
second
دوم آن که، ثانیا
shield
سپر، پوشش، حامى، حفاظ، پوشش محافظ، به وسیله سپر حفظ کردن، حفاظ پیدا کردن، محفظه، سپرشدن
backing
عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن back