فرهنگ آریان‌پور

پشتی

#۴۷٬۶۱۷

معنی‌های انگلیسی
۱

pad

دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن

۲

back

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن

۳

behind

عقب، پشت سر، باقى کار، باقى دار، عقب مانده، داراى پس افت، عقب تراز، بعد از، دیرتر از، پشتیبان، اتکاء، کپل، نشیمن گاه

۴

dorsal

(کالبد شکافى) پشتى

۵

dorsad

(کالبد شکافى) به طرف پشت، پشتى

۶

dossal

(dossel، dorsal) پشتى، ظهرى، پشتى صندلى و غیره

۷

dossel

(dossal، dorsal) پشتى، ظهرى، پشتى صندلى و غیره

۸

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن

۹

pillow

بالش، بالین، متکا، پشتى، مخده، بالش وار قرار گرفتن، بربالش گذاردن

۱۰

spinal

(spinally =) ـ وابسته به تیره پشت، فقراتى، پشتى، صلبى واژه هاى شامل

۱۱

bolster

بالش، متکا، تیرى که به طور عمودى زیرپایه گذارده شود، با بالش نگهداشتن، پشتى کردن، تکیه دادن، تقویت کردن

۱۲

backing

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن back

۱۳

backrest

تکیه گاه، پشتى، متکا

۱۴

cushion

متکا، نازبالش، کوسن، مخده، زیرسازى، وسیله اى که شبیه تشک باشد، با کوسن و بالش نرم مزین کردن، لایه گذاشتن، چنبره

۱۵

superior

بالایى، بالاتر، مافوق، ارشد، برتر، ممتاز

۱۶

backboard

تخته یا صفحه ى پشت هر چیزى، تخته ى پشت قاب عکس و غیره

۱۷

posterior

عقبى، پسى، عقب تر، دیرتر، خلفى، بعد از، کفل