فرهنگ آریان‌پور

پشت‌ گوش‌ اندازی

#۴۷٬۵۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

stall

جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن