فرهنگ آریانپور
پشت گوش انداختن
#۴۷٬۵۲۱
stall
جاى ایستادن اسب در طویله، آخور، غرفه، دکه چوبى کوچک، بساط، صندلى، لژ، جایگاه ویژه، به آخور بستن، از حرکت بازداشتن، ماندن، ممانعت کردن، قصور ورزیدن، دور سر گرداندن، طفره، طفره زدن
procrastinate
به دفع الوقت گذراندن، معوق گذاردن