فرهنگ آریان‌پور

پشت سرهم اوردن

#۴۷٬۴۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

seriate

داراى تسلسل یا شماره ترتیب، مسلسل، پشت سرهم، پشت سرهم آوردن