فرهنگ آریان‌پور

پشت سرهم

#۴۷٬۴۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

seriate

داراى تسلسل یا شماره ترتیب، مسلسل، پشت سرهم، پشت سرهم آوردن عامیانه‌ backtoback

۲

consecutive

پیاپى، متوالى، پى درپى، پشت سرهم، (دستور زبان) نتیجه اى

۳

blow by blow

دم بدم، پشت سرهم، یک ریز، یک گیر

۴

running

دونده، مناسب براى مسابقه دو، جارى، مداوم

۵

together

با، با هم، با یکدیگر، متفقا، با همدیگر، بضمیمه، باضافه

۶

progressive

مترقى، ترقى خواه، تصاعدى، جلو رونده