فرهنگ آریانپور
پشت سر هم
#۴۷٬۴۷۷
reel
حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن
burst
(past: burst ; past participle: burst) ـ قطع کردن، ترکیدن، از هم پاشیدن، شکفتن، منفجر کردن، انفجار، شیوع، قطارى، پشت سر هم
tandem
درشکه یا دوچرخه دو نفرى، جفت، قطار، دو اسبه، دوپشته، پشت سر هم
serial
مسلسل، ردیفى، نوبتى، رده اى، دورى، ترتیبى، جزء به جزء، سریال، نشریه، پیاپى
continual
پیوسته، پى درپى، دائمى، همیشگى، مکرر، متناوب
sequential
مداوم، دائمى، پى در پى، متوالى، پى رفتى، ترتیبى
successive
متوالى، پى در پى، پى درپى، پیاپى، مسلسل، ارثى، توارثى
consecutive
پیاپى، متوالى، پى درپى، پشت سرهم، (دستور زبان) نتیجه اى
uninterrupted
بى وقفه، پیوسته، غیر منقلع، قطع نشده، متوالى، مسلسل