فرهنگ آریان‌پور

پشت سر هم

#۴۷٬۴۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

reel

حلقه، قرقره، نخ پیچیده به دور قرقره، ماسوره، قرقره فیلم، حلقه فیلم، مسلسل، متوالى، پشت سر هم، چرخیدن، گیج خوردن، یله رفتن، تلو تلو خوردن

۲

burst

(past: burst ; past participle: burst) ـ قطع کردن، ترکیدن، از هم پاشیدن، شکفتن، منفجر کردن، انفجار، شیوع، قطارى، پشت سر هم

۳

tandem

درشکه یا دوچرخه دو نفرى، جفت، قطار، دو اسبه، دوپشته، پشت سر هم

۴

serial

مسلسل، ردیفى، نوبتى، رده اى، دورى، ترتیبى، جزء به جزء، سریال، نشریه، پیاپى

۵

continual

پیوسته، پى درپى، دائمى، همیشگى، مکرر، متناوب

۶

sequential

مداوم، دائمى، پى در پى، متوالى، پى رفتى، ترتیبى

۷

successive

متوالى، پى در پى، پى درپى، پیاپى، مسلسل، ارثى، توارثى

۸

consecutive

پیاپى، متوالى، پى درپى، پشت سرهم، (دستور زبان) نتیجه اى

۹

uninterrupted

بى وقفه، پیوسته، غیر منقلع، قطع نشده، متوالى، مسلسل