واژههای فارسی←پشت رو کردنیفرهنگ آریانپورپشت رو کردنی#۴۷٬۴۶۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱reversibleبرگرداندنى، لغو کردنى، قابل نقض، پشت و رو کردنى، (در مورد لباس) دو رو، برگشت پذیر، دو روواژههای نزدیک در الفباپشت بند معلقمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپشت بند و میخ یا گوه محکم کردن بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپشت بنددار کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپشت به بادمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپشت به جلومشاهده معنی و ترجمه انگلیسیپشت به رومشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر