فرهنگ آریان‌پور

پشت بند

#۴۷٬۴۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

gib

قلاب، پشت بند، میخ، گوه، گربه نر، پیر زن، با پشت بند و میخ یا گوه محکم کردن، با قلاب محکم کردن، گربه صفت بودن

۲

gusset

مرغک، خشتک، بغل دم، پشت بند، عقربک

۳

riband

(ribband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر

۴

ribband

(riband =) ـ لایه، پشت بند، نوار، نوار تزیینى، روبان، تیر

۵

trailer

گیاهى که به زمین یا در و دیوار مى چسبد، یدک دوچرخه یا سه چرخه یا واگن، ترایلر، اتومبیل یدک کش، یدک، ردپاگیر، با ترایلر حمل کردن، پشت بند

۶

prop

حایل، نگهدار، پایه، تیر، شمع (در معدن)، نگهداشتن، پشتیبانى کردن، حایل کردن یا شدن

۷

rung

(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس واژه هاى شامل ring

۸

brace

ابرو، آکولاد، تحریک احساسات، تجدید و احیاى روحیه، بند شلوار، خط ابرو، با بست محکم کردن، محکم بستن، در مقابل فشار مقاومت کردن، آتل

۹

round

گرد، بى خرده، نوبت، گرد کردن، بى خرده کردن، گرد (gerd) کردن، کامل کردن، تکمیل کردن، دور زدن، مدور، گردى، منحنى، دایره وار، عدد صحیح، مبلغ زیاد

۱۰

chaser

دنبال کننده، (آمریکایى) مشروبى که بدرقه نوشابه اى باشد، تعاقب کننده chaser دیوار retaining wall

۱۱

buttress

شمع پشتیبان دیوار، حایل، نگهدار، پایه، شمع زدن، محکم بستن، داراى شمع یا حایل buttress مشروب‌

۱۲

mounting

سوار کردن، سوار شدن، نصب کردن کوه، تپه، صعود، ترفیع، مقواى عکس، پایه، قاب عکس، مرکوب (اسب، دوچرخه و غیره) ـ mount

۱۳

fishplate

صفحه پولادینى که دو خط آهن یا دوتیر را به هم متصل ساخته و در امتداد هم قرار مى دهد