فرهنگ آریانپور
پشت
#۴۷٬۳۹۴
dorsum
پشت، ظهر (حیوان یا چیزى)
back
عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن
rear
پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال
hind
(جانور شناسى) گوزن ماده، عقبى، پشت پاى گاو
abaft
عقب، پشت، به طرف عقب
hinder
پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن
reverse
وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن
backbone
تیره ى پشت، ستون فقرات، (مجازى) پشت، استقامت، استوارى، استحکام
backside
کفل، پشت، عقب هر چیزى، خصوصى، محرمانه