فرهنگ آریان‌پور

پشت

#۴۷٬۳۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

dorsum

پشت، ظهر (حیوان یا چیزى)

۲

back

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن

۳

rear

پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال

۴

hind

(جانور شناسى) گوزن ماده، عقبى، پشت پاى گاو

۵

abaft

عقب، پشت، به طرف عقب

۶

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن

۷

reverse

وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن

۸

backbone

تیره ى پشت، ستون فقرات، (مجازى) پشت، استقامت، استوارى، استحکام

۹

backside

کفل، پشت، عقب هر چیزى، خصوصى، محرمانه