فرهنگ آریان‌پور

پسین

#۴۷٬۳۸۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن

۲

last

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن

۳

astern

درعقب کشتى، به طرف عقب، پسین

۴

hindmost

عقب ترین، پسین، دورترین

۵

subsequent

پس آیند، بعدى، بعد، پسین، لاحق، مابعد، دیرتر، متعاقب

۶

hind

(جانور شناسى) گوزن ماده، عقبى، پشت پاى گاو

۷

late

دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم

۸

rear

پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال

۹

after

پس از، بعد از، در عقب، پشت سر، درپى، در جستجوى، در صدد، مطابق، بتقلید، به یادبود

۱۰

final

بالاخره، عاقبت، سرانجام

۱۱

dorsal

(کالبد شکافى) پشتى

۱۲

latest

دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم

۱۳

recent

تازه، جدید، اخیر، متاخر، جدیدالتاسیس

۱۴

eventual

سرانجام، عاقبت