پسین
#۴۷٬۳۸۱
hinder
پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن
last
بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن
astern
درعقب کشتى، به طرف عقب، پسین
hindmost
عقب ترین، پسین، دورترین
subsequent
پس آیند، بعدى، بعد، پسین، لاحق، مابعد، دیرتر، متعاقب
hind
(جانور شناسى) گوزن ماده، عقبى، پشت پاى گاو
late
دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم
rear
پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال
after
پس از، بعد از، در عقب، پشت سر، درپى، در جستجوى، در صدد، مطابق، بتقلید، به یادبود
final
بالاخره، عاقبت، سرانجام
dorsal
(کالبد شکافى) پشتى
latest
دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم
recent
تازه، جدید، اخیر، متاخر، جدیدالتاسیس
eventual
سرانجام، عاقبت