فرهنگ آریان‌پور

ارایش دادن

#۴٬۷۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

garnish

آرایش دادن، چاشنى زدن (بخوراک)، چاشنى زدن به، آرایش

۲

able

توانا بودن، شایستگى داشتن، لایق بودن، مناسب بودن، آماده بودن، آرایش دادن، لباس پوشاندن، قوى کردن توانا، لایق، آماده، با استعداد، صلاحیت دار، قابل، مطیع، مناسب، (حقوق) داراى صلاحیت قانونى، پسوندى براى ساختن صفت است به معنى " داراى قدرت "، شایسته

۳

lard

چربى خوک، گوشت خوک، چربى زدن، آرایش دادن، چرب زبانى

۴

adorn

زیبا کردن، قشنگ کردن، آرایش دادن، زینت دادن، با زر و زیور آراستن

۵

plume

پر، پر آرایشى، پر کلاه زنان، تل، با پر آراستن، آرایش دادن

۶

purfle

حاشیه دوزى کردن، حاشیه را تزیین کردن، منبت کارى کردن، آرایش دادن، آرایش، حاشیه دوزى

۷

beautify

زیبا کردن، آرایش دادن، قشنگ شدن

۸

decorate

آذین کردن، پیراستن، آرایش دادن، زینت کردن، نشان یا مدال دادن به

۹

embellish

آرایش کردن، آرایش دادن، زینت دادن، زیبا کردن، پیراستن