فرهنگ آریان‌پور

پسر

#۴۷٬۲۴۴

معنی‌های انگلیسی
۱

boy

پسر بچه، پسر، خانه شاگرد

۲

lad

پسر بچه، جوانک

۳

son

فرزد ذکور، پسر، ولد، زاد، مولود

۴

boyo

(اسکاتلند) پسر، پسربچه، جوان

۵

he

او (آن مرد)، جانور نر

۶

guy

شخص، مرد، یارو، فرار، گریز، با طناب نگه داشتن، با تمثال نمایش دادن، استهزاء کردن، جیم شدن

۷

chap

معامله کردن، انتخاب کردن، شکاف دادن، ترکاندن، خشکى زدن پوست، زدن، مشترى، مرد، جوانک، شکاف، ترک، فک خودمانی‌

۸

dude

آدم شیک پوش، شخص

۹

chit

بچه، کودک، دخترک، توله حیوانات (مثل خرس)، یادداشت

۱۰

jack

خرک (براى بالا بردن چرخ)، جک اتومبیل، (در ورق بازى) سرباز، جک زدن

۱۱

male

جنس نر، مذکر، مردانه، نرینه، نرین، گشن

۱۲

bairn

بچه، فرزند

۱۳

fellow

مرد، شخص، آدم، مردکه، یارو