فرهنگ آریان‌پور

ارامیدن

#۴٬۷۱۴

معنی‌های انگلیسی
۱

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۲

relax

لینت دادن، شل کردن، کم کردن، تمدد اعصاب کردن، راحت کردن