فرهنگ آریان‌پور

پست ترین

#۴۷٬۰۷۴

معنی‌های انگلیسی
۱

nethermost

پست ترین، اسفل، پایین ترین، زیر ترین

۲

aftermost

نزدیکترین دکل عقب کشتى، پست ترین، عقب ترین، واپسین

۳

last

بازپسین، پسین، آخر، آخرین، اخیر، نهانى، قطعى، دوام داشتن، دوام کردن، طول کشیدن، به درازا کشیدن، پایستن

۴

rock bottom

کمترین و نازلترین قیمت، پایین ترین قسمت