فرهنگ آریانپور
ارامی
#۴٬۷۰۵
lull
آرام کردن، فرو نشاندن، ساکت شدن، لالایى خواندن، آرامش، سکون، آرامى
equanimity
متانت، خوددارى، ملایمت، آرامى، قرار، قضاوت منصفانه، تعادل فکرى، انصاف، عدالت
self possession
متانت، آرامى، خوددارى
poise
توازن، وضع، وقار، ثبات، نگاهدارى، آونگ یا وزنه ساعت، وزنه متحرک، بحالت موازنه درآوردن، ثابت واداشتن
quiet
(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا
serenity
آرامش، بى سر و صدایى، صافى، صفا، وقار
composure
آرامش، خوددارى، تسلط بر نفس، خونسردى
placidity
آرامش، متانت، صفا
moderation
میانه روى، اعتدال
quiescence
خموشى، سکون، بى حرکتى، خاموشى، جزم
smoothness
هموارى، صافى