فرهنگ آریانپور
پس و پیش کردن
#۴۷٬۰۱۵
permute
پس و پیش کردن، قلب کردن، تغییر دادن، جاى گرداندن
transpose
ترانهادن، پس و پیش کردن، قلب کردن، مقدم و موخر کردن، (ریاضى) به طرف دیگر معادله بردن
invert
وارونه کردن، برگشتگى، برگردانى، بالعکس کردن، سوء تعبیر، انحراف، سخن واژگون، قلب عبارت، معکوس کردن نسبت
jockey
اسب سوار حرفه اى، چابک سوار، گول زدن، با حیله فراهم کردن، نیرنگ زدن، اسب دوانى کردن، سوارکار اسب دوانى شدن
tamper
مذاکرات پنهانى و زیر جلى داشتن، رشوه دادن، مداخله و فضولى کردن، ناخنک مردن
dislocate
جابجا کردن، از جا در رفتن (استخوان)