فرهنگ آریان‌پور

پس و پیش‌ کردن

#۴۷٬۰۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

permute

پس و پیش کردن، قلب کردن، تغییر دادن، جاى گرداندن

۲

transpose

ترانهادن، پس و پیش کردن، قلب کردن، مقدم و موخر کردن، (ریاضى) به طرف دیگر معادله بردن

۳

invert

وارونه کردن، برگشتگى، برگردانى، بالعکس کردن، سوء تعبیر، انحراف، سخن واژگون، قلب عبارت، معکوس کردن نسبت

۴

jockey

اسب سوار حرفه اى، چابک سوار، گول زدن، با حیله فراهم کردن، نیرنگ زدن، اسب دوانى کردن، سوارکار اسب دوانى شدن

۵

tamper

مذاکرات پنهانى و زیر جلى داشتن، رشوه دادن، مداخله و فضولى کردن، ناخنک مردن

۶

dislocate

جابجا کردن، از جا در رفتن (استخوان)