فرهنگ آریان‌پور

پس و پیش بردن

#۴۷٬۰۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

wave

موج، خیزاب، فر موى سر، دست تکان دادن، موجى بودن، موج زدن، جنباندن

۲

swing

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن