فرهنگ آریان‌پور

پس مانده

#۴۶٬۹۷۷

معنی‌های انگلیسی
۱

residue

پس مانده، تفاله مانده، قسمت باقى مانده، فاضل، زیادتى، ته نشین، مانده، باقیمانده، پس ماند، آزاد

۲

leavings

پس مانده، باقیمانده، ته مانده

۳

leftover

پس مانده، باقیمانده، پس مانده غذا، بقایا

۴

dreg

رسوب، درده، ته نشین، آشغال، پس مانده، مدفوع

۵

scum

تفاله، پس مانده، کف، طبقه وازده اجتماع، درده گرفتن

۶

remanent

بازمانده، پس مانده

۷

residual

رسوبى، وابسته به رسوب یا باقیمانده، پس مانده، ته نشین، باقیمانده

۸

excrement

نجاست، مدفوع، پس مانده، فضله، زوائد

۹

remainder

باقیمانده، مانده، پس مانده، غیر قابل مصرف، با تخفیف فروختن

۱۰

dross

کف روى سطح فلزات مذاب، مواد خارجى، تفاله

۱۱

waste

هرز دادن، حرام کردن، بیهوده تلف کردن، نیازمند کردن، بى نیرو و قوت کردن، از بین رفتن، باطله، زائد، اتلاف

۱۲

picking

چیدن، کندن، کلنگ زدن و (به)، با خلال پاک کردن، خلال دندان به کار بردن، نوک زدن به، برگزیدن، باز کردن (به قصد دزدى)، ناخنک زدن، عیبجویى کردن، دزدیدن، کلنگ، (موسیقى) زخمه، مضراب، خلال دندان (toothpick) خلال گوش (earpick)، هر نوع آلت نوک تیز pick

۱۳

tailing

دم، دنباله، عقب، تعقیب کردن tail

۱۴

remnant

باقى مانده، بقیه، اثر، بقایا (در جمع)، آثار