فرهنگ آریانپور
پس زنی
#۴۶٬۹۲۱
ejection
پس زنى، بیرون رانى، اخراج
jib
بادبان سه گوش جلو کشتى، لب زیرین، دهان، حرف، آرواره، نوسان کردن، واخوردن، پس زنى، وقفه
kick
لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى
recess
عقب نشینى، پس زنى، پس رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتى، تنفس، گوشه، کنار، پستى، تورفتگى، موقتا تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصى گرفتن، تنفس کردن
repulse
دفع، رد، پس زنى، دفع کردن، راندن
backlash
(در ماشین) پس زنى، پس زدن، عکس العمل سیاسى، واکنش شدید
rebuttal
رد، تکذیب، دفع، عمل متقابل، پس زنى
backstroke
ضربه با پشت دست، (در تفنگ) پس زنى، لگدزنى، برگشت، عقب زنى، (شنا) کرال پشت
repercussion
بازگردانى، پس زنى، انعکاس، برگشت، دفع، عکس العمل، واکنش، (پزشکى) دفع یا پیشگیرى
translocation
جابجا شدگى، جایگیرى، پس زنى
rebuff
جلوگیرى کردن، رد کردن، منع، رد، دفع
repulsion
دفع، عدم پذیرش، عقب زنى، تنفر، دشمنى
regurgitation
برگشت، برگشت خون، استفراع، قى