فرهنگ آریان‌پور

پس زنی

#۴۶٬۹۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

ejection

پس زنى، بیرون رانى، اخراج

۲

jib

بادبان سه گوش جلو کشتى، لب زیرین، دهان، حرف، آرواره، نوسان کردن، واخوردن، پس زنى، وقفه

۳

kick

لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى

۴

recess

عقب نشینى، پس زنى، پس رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتى، تنفس، گوشه، کنار، پستى، تورفتگى، موقتا تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصى گرفتن، تنفس کردن

۵

repulse

دفع، رد، پس زنى، دفع کردن، راندن

۶

backlash

(در ماشین) پس زنى، پس زدن، عکس العمل سیاسى، واکنش شدید

۷

rebuttal

رد، تکذیب، دفع، عمل متقابل، پس زنى

۸

backstroke

ضربه با پشت دست، (در تفنگ) پس زنى، لگدزنى، برگشت، عقب زنى، (شنا) کرال پشت

۹

repercussion

بازگردانى، پس زنى، انعکاس، برگشت، دفع، عکس العمل، واکنش، (پزشکى) دفع یا پیشگیرى

۱۰

translocation

جابجا شدگى، جایگیرى، پس زنى

۱۱

rebuff

جلوگیرى کردن، رد کردن، منع، رد، دفع

۱۲

repulsion

دفع، عدم پذیرش، عقب زنى، تنفر، دشمنى

۱۳

regurgitation

برگشت، برگشت خون، استفراع، قى