فرهنگ آریان‌پور

پس زدن

#۴۶٬۹۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

kickback

پس زدن (ماشین و غیره)، لگدزدن، بازپرداخت

۲

backfire

پس زدن تفنگ، منفجر شدن قبل از موقع، نتیجه معکوس گرفتن

۳

eject

بیرون انداختن، دفع کردن، معزول کردن، پس زدن، بیرون راندن

۴

rebut

رد کردن، بر گرداندن، جواب متقابل دادن، پس زدن

۵

recoil

به حال خود برگشتن، به حال نخستین برگشتن، پس زدن، عود کردن، پس نشستن، فنرى بودن recoil تفنگ‌ و غیره‌

۶

rebound

دوباره به جاى اول برگشتن، حرکت ارتجاعى داشتن، منعکس شدن، پس زدن، برگشتن، جهش کردن، داراى قوه ارتجاعى، واکنش، اعاده

۷

backlash

(در ماشین) پس زنى، پس زدن، عکس العمل سیاسى، واکنش شدید

۸

hang off

(hang back =) ـ رها کردن، عقب کشیدن، پس زدن

۹

set back

مانع، شکست، تنزل، معکوس، پس زدن، عقب کشیدن موتور

۱۰

kick

لگدزدن، با پا زدن، لگد، (در تفنگ) پس زنى، (مشروب) تندى

۱۱

jerk

تکان، تکان تند، حرکت تند و سریع، کشش، انقباض ماهیچه، تشنج، تکان سریع دادن، زود کشیدن، آدم احمق و نادان

۱۲

shed

(past: shed ; past participle: shed) ـ ریختن، انداختن افشاندن، افکندن، خون جارى ساختن، جارى ساختن، پوست انداختن، پوست ریختن، برگ ریزان کردن، کپر، آلونک

۱۳

repel

دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن

۱۴

redound

کمک کردن، منجر شدن، لبریز شدن