فرهنگ آریان‌پور

پس روی

#۴۶٬۸۹۸

معنی‌های انگلیسی
۱

regress

پس رفتن، پس رفت کردن، برگشت، پس روى، سیر قهقرایى کردن

۲

retrogression

پس رفت، برگشت، پس روى، حرکت قهقرایى، قفاروى

۳

retrogradation

انحطاط، سیر قهقهرایى، قفاروى، پس روى

۴

lapse

نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن

۵

recoil

به حال خود برگشتن، به حال نخستین برگشتن، پس زدن، عود کردن، پس نشستن، فنرى بودن recoil setback

۶

recession

پس رفت، بازگشت، اعاده، کسادى، بحران اقتصادى

۷

withdrawal

(withdraw =) ـ پس گرفتن، باز گرفتن، صرفنظر کردن، بازگیرى، پس گیرى، کناره گیرى، دریغ، عقب نشینى