فرهنگ آریان‌پور

پس رفتن

#۴۶٬۸۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

regress

پس رفتن، پس رفت کردن، برگشت، پس روى، سیر قهقرایى کردن

۲

pullback

پس رفتن، عقب زدن، قلاب، فنر

۳

recede

کنار کشیدن، عقب کشیدن، خوددارى کردن از، دور شدن، به عقب سرازیر شدن، پس رفتن

۴

retire

کناره گیرى کردن، استراحتگاه، استراحت کردن، بازنشسته کردن یا شدن، پس رفتن

۵

retrograde

برگشت دهنده، انحطاط دهنده، قفایى، تنزل کننده، قهقهرایى، به قهقرا رفتن، پس رفتن

۶

retrogress

به قهقرا رفتن، پس رفتن، برگشت، ترقى معکوس کردن

۷

slip

لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن

۸

lapse

نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن

۹

recoil

به حال خود برگشتن، به حال نخستین برگشتن، پس زدن، عود کردن، پس نشستن، فنرى بودن