پس رفتن
#۴۶٬۸۹۱
regress
پس رفتن، پس رفت کردن، برگشت، پس روى، سیر قهقرایى کردن
pullback
پس رفتن، عقب زدن، قلاب، فنر
recede
کنار کشیدن، عقب کشیدن، خوددارى کردن از، دور شدن، به عقب سرازیر شدن، پس رفتن
retire
کناره گیرى کردن، استراحتگاه، استراحت کردن، بازنشسته کردن یا شدن، پس رفتن
retrograde
برگشت دهنده، انحطاط دهنده، قفایى، تنزل کننده، قهقهرایى، به قهقرا رفتن، پس رفتن
retrogress
به قهقرا رفتن، پس رفتن، برگشت، ترقى معکوس کردن
slip
لغزش، خطا، سهو، اشتباه، لیزى، گمراهى، قلمه، سرخورى، تکه کاغذ، زیر پیراهنى، ملافه، روکش، متکا، نهال، اولاد، نسل، لغزیدن، لیز خوردن، گریختن، سهو کردن، اشتباه کردن، از قلم انداختن
lapse
نسیان، لغزش، خطا، برگشت، انحراف موقت، انصراف، مرور، گذشت زمان، زوال، سپرى شدن، انقضاء، استفاده از مرور زمان، ترک اولى، الحاد، خرف شدن، سهو و نسیان کردن، از مد افتادن، مشمول مرور زمان شدن
recoil
به حال خود برگشتن، به حال نخستین برگشتن، پس زدن، عود کردن، پس نشستن، فنرى بودن