فرهنگ آریانپور
پس راندن
#۴۶٬۸۸۳
shove
هل، پرتاب، تنه، هل دادن، تنه زدن، با زور پیش بردن، پرتاب کردن، کشیدن (شمشیر)، پرتاب شدن
drive
(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن
repel
دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن
repulse
دفع، رد، پس زنى، دفع کردن، راندن
regurgitate
(پزشکى) برگشتن، برگرداندن، قى کردن