فرهنگ آریان‌پور

پس راندن

#۴۶٬۸۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

shove

هل، پرتاب، تنه، هل دادن، تنه زدن، با زور پیش بردن، پرتاب کردن، کشیدن (شمشیر)، پرتاب شدن

۲

drive

(past: drove ; past participle: driven) ـ راندن، بردن، عقب نشاندن، سوارى کردن، کوبیدن (میخ و غیره)، تحریک کردن

۳

repel

دفع کردن، رد کردن، نپذیرفتن، جلوگیرى کردن از، بیزار کردن، مقابله کردن

۴

repulse

دفع، رد، پس زنى، دفع کردن، راندن

۵

regurgitate

(پزشکى) برگشتن، برگرداندن، قى کردن