فرهنگ آریانپور
پس دادن
#۴۶٬۸۵۳
restore
پس دادن، به حال اول بر گرداندن، تعمیر کردن، اعاده دادن، باز دادن، اعاده کردن، ترمیم کردن
restitute
پس دادن، به حال اول برگرداندن، اعاده کردن
give back
پس دادن، مسترد کردن
repay
(past: repaid ; past participle: repaid) ـ پس دادن، بر گرداندن، تلافى، پس دادن به
refund
پس پرداخت، پس دادن، مجددا پرداختن، استرداد
retort
برگرداندن، پس دادن، جواب متقابل دادن، جواب متقابل، تلافى
excrete
دفع کردن، بیرون انداختن، پس دادن
spew
قى کردن، فوران کردن (مواد آتشفشانى)، با فشار خارج کردن، بخارج ریختن
return
بازگشت، مراجعت، برگشت، برگرداندن، برگشتن، مراجعت کردن، رجعت، اعاده
revest
جامه روحانى پوشیدن، روکش کردن، دوباره گماشتن
repayment
غرامت، پرداخت مجدد
restoration
اعاده، ترمیم، استقرار مجدد، تجدید، بازگرداندن، استرداد
reimbursement
باز پرداخت