فرهنگ آریان‌پور

پس پسکی رفتن

#۴۶٬۸۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

reverse

وارونه، معکوس، معکوس کننده، پشت (سکه)، بدبختى، شکست، وارونه کردن، برگرداندن، پشت و رو کردن، نقض کردن، واژگون کردن، پشت، معکوس کردن، برگشتن

۲

retrograde

برگشت دهنده، انحطاط دهنده، قفایى، تنزل کننده، قهقهرایى، به قهقرا رفتن، پس رفتن