ارامش
#۴٬۶۸۱
calm
آرامش، بى سر و صدایى، آسوده، سکوت، آرام، ساکت، ساکن آرام کردن، ساکت کردن، فرو نشاندن
calmness
آرامش، متانت، ملایمت
serenity
آرامش، بى سر و صدایى، صافى، صفا، وقار
composure
آرامش، خوددارى، تسلط بر نفس، خونسردى
placidity
آرامش، متانت، صفا
lull
آرام کردن، فرو نشاندن، ساکت شدن، لالایى خواندن، آرامش، سکون، آرامى
peace
صلح وصفا، سلامتى، آشتى، صلح، آرامش
quiet
(quieten =) ـ آرام کردن، تسکین دادن، ساکت کردن، خموش، آرامش، سکون، رفاه، آرام، ساکن، خاموش، بیصدا
solace
تسلیت خاطر، مایه تسلى، آرامش، تسکین، آرام کردن، تسلى دادن، تسلیت گفتن
silence
خموشى، خاموشى، سکوت، آرامش، فروگذارى، ساکت کردن، آرام کردن، خاموش شدن
quietude
(quietness =) ـ آرامش، سکون
quietness
(quietude , repose =) ـ آرامش، سکون
equilibrium
موازنه، تعادل، آرامش، سکون
taciturnity
کم حرفى، خاموشى، سکوت، آرامش
tranquility
(tranquillity =) ـ آرامش، آسودگى، آسایش خاطر، راحت
pacification
تسکین دادن، آرامش
tranquillity
(tranquility =) ـ آرامش، آسودگى، آسایش خاطر، راحت