پس
#۴۶٬۷۳۷
so
چنین، اینقدر، این طور، همچو، چنان، بقدرى، آنقدر، چندان، همین طور، همچنان، همینقدر، پس، بنابر این، از آن رو، خیلى، به این زیادى
back
عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن
ergo
بنابر این، پس
then
سپس، پس (از آن)، بعد، آنگاه، در آن هنگام، در آن وقت، آنوقتى، متعلق به آن زمان
thus
بدین گونه، بدینسان، از این قرار، این طور، چنین، مثلا، بدین معنى که، پس، بنابر این
again
دگربار، پس، دوباره، باز، یک بار دیگر، دیگر، از طرف دیگر، نیز، بعلاوه، از نو
forth
از حالا، دور از مکان اصلى، جلو، پیش، پس، این کلمه به صورت پیشوند نیز با معانى فوق به کار مى رود، تمام کردن، بیرون از، مسیر آزاد
hinder
پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن
fro
(away , back =) ـ عقب، دور از
rear
پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال
with
با، به وسیله، مخالف، به عوض، در ازاى، برخلاف، به طرف، درجهت