فرهنگ آریان‌پور

پس

#۴۶٬۷۳۷

معنی‌های انگلیسی
۱

so

چنین، اینقدر، این طور، همچو، چنان، بقدرى، آنقدر، چندان، همین طور، همچنان، همینقدر، پس، بنابر این، از آن رو، خیلى، به این زیادى

۲

back

عقب، پشت (بدن)، پس، عقبى، گذشته، پشتى، پشتى کنندگان، تکیه گاه، به عقب، درعقب، برگشت، پاداش، جبران، از عقب، پشت سر، بدهى پس افتاده، پشتى کردن، پشت انداختن، به عقب رفتن، به عقب بردن، برپشت چیزى قرار گرفتن، سوارشدن، پشت چیزى نوشتن، ظهرنویسى کردن

۳

ergo

بنابر این، پس

۴

then

سپس، پس (از آن)، بعد، آنگاه، در آن هنگام، در آن وقت، آنوقتى، متعلق به آن زمان

۵

thus

بدین گونه، بدینسان، از این قرار، این طور، چنین، مثلا، بدین معنى که، پس، بنابر این

۶

again

دگربار، پس، دوباره، باز، یک بار دیگر، دیگر، از طرف دیگر، نیز، بعلاوه، از نو

۷

forth

از حالا، دور از مکان اصلى، جلو، پیش، پس، این کلمه به صورت پیشوند نیز با معانى فوق به کار مى رود، تمام کردن، بیرون از، مسیر آزاد

۸

hinder

پسین، عقبى، مانع، واقع در عقب، پشتى، عقب انداختن، پاگیر شدن، بازمانده کردن، مانع شدن، بتاخیر انداختن

۹

fro

(away , back =) ـ عقب، دور از

۱۰

rear

پروردن، تربیت کردن، بلند کردن، افراشتن، نمودار شدن، عقب، پشت، دنبال

۱۱

with

با، به وسیله، مخالف، به عوض، در ازاى، برخلاف، به طرف، درجهت