فرهنگ آریان‌پور

پژوهش

#۴۶٬۷۱۱

معنی‌های انگلیسی
۱

research

پژوهش، تحقیق، تتبع، جستجو، تجسس، کاوش، پژوهیدن، پژوهش کردن

۲

quest

جستجو، تلاش، جویش، طلب، بازجویى، تحقیق، جستجو کردن

۳

study

مطالعه، بررسى، مطالعه کردن، تحصیل، درس، غور و بررسى، موضوع تحصیلى، اتاق مطالعه، تحصیل کردن، درس خواندن، خوانش، بررسى کردن

۴

search

جستجو، تجسس، تکاپو، بازرسى، کاوش، جستجو کردن، گشتن، بازرسى کردن

۵

inquiry

تحقیق، خبر گیرى، پرسش، بازجویى، رسیدگى، سئوال، استعلام، جستار، پرس و جو، استفسار

۶

probation

(probational =) ـ آزمایش، امتحان، آزمایش حسن رفتار و آزمایش صلاحیت، دوره آزمایش و کار آموزى، ارائه مدرک و دلیل، آزادى به قید التزام