فرهنگ آریانپور
پژواک
#۴۶٬۶۹۰
echo
طنین، پژواک، انعکاس صدا، طنین صدا، توف، خنیدن
reflexion
(reflection =) ـ انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک
reflection
(reflexion =) ـ بازتاب، انعکس، تامل، انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک
ring
(past: rang ; past participle: rung) ـ حلقه، زنگ زدن، احاطه کردن، محفل، گروه، انگشتر، میدان، عرصه، گود، جسم حلقوى، طوقه، صحنه ورزش، چرخ خوردن، حلقه زدن، گرد آمدن، زنگ اخبار، صداى زنگ تلفن، طنین، ناقوس
repercussion
بازگردانى، پس زنى، انعکاس، برگشت، دفع، عکس العمل، واکنش، (پزشکى) دفع یا پیشگیرى
reverberation
طنین، و لوله